لینک ثابت



بارگاه حضرت معصومه(سلام الله علیها)تجلیگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
بر اساس رویای صادقه ای که مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره)از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سید محمود مرعشی نقل می کردند،قبر شریف حضرت معصومه(سلام الله علیها)جلوه گاه قبر گم شده ی مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) می باشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیله ای که ممکن باشد،محل دفن حضرت زهرا(سلام الله علیها)را به دست آورد،به این منظور ختم مجربّی را آغاز می کند وچهل شب آن را ادامه می دهد تا در شب چهلم به خدمت حضرت باقر(ع) و یا حضرت صادق(ع) شرفیاب می شود،امام (ع)به ایشان می فرماید:«علیک بکریمه أهل البیت»«به دامن کریمه اهل بیت پناه ببرید.»عرض می کند:بلی من هم این ختم را برای این منظورگرفته ام که قبر شریف بی بی را دقیقاً بدانم و به زیارتش بروم.
امام(ع)فرمود:منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم می باشد.سپس ادامه داد:«برای مصالحی خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت زهرا(سلام الله علیها)همواره مخفی بماند و لذا قبر حضرت معصومه(سلام الله علیها) را تجلیگاه قبرآن حضرت قرار داده است.هر جلال وجبروتی که برای قبر شریف حضرت زهرا(سلام الله علیها)مقدر بود خداوند متعال همان جلال وجبروت را ب قبر مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها)قرار داده است.»

متن پيام امام خميني (ره) در روز 22 بهمن 57
متن پيام امام خميني (ره) در روز 22 بهمن 57 به اين شرح است؛
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران! در اين لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالي مبارزات قهرمانانه شما سدهاي استبداد و استعمار را يكي پس از ديگري مي شكند و انقلاب اسلامي شما شكوفه ها و ميوه هاي خود را آشكار مي سازد، لازم مي دانم ضمن اظهار تشكر و قدرداني از يك يك شما برادران و خواهران چند نكته را يادآوري نمايم:
شما در جريان مبارزات گذشته رشد اسلامي و انقلابي خود را آشكار كرده ايد و اكنون بيش از پيش لازم است كه اين رشد را به جهانيان نشان دهيد تا جهانيان بدانند مردم مسلمان ايران مي توانند بدون قيمومت اين و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمايند.
لهذا از شما مي خواهم كه اولا مانع آشوب و هرج و مرج بشويد و نگذاريد آشوبگران مغرض به عملياتي از قبيل غارت، آتش سوزي، مجازات متهمان و از بين بردن آثار علمي و فني و صنعتي و هنري و اتلاف اموال عمومي و خصوصي دست بزند. دشمن براي خراب كردن چهره نهضت از طريق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در ميان توده مسلمان دست به چنين كارها مي زنند تا نهضت ما را ارتجاعي و وحشيانه قلمداد نمايند. من اكيدا اعلام مي كنم كه هر كس دست به چنين عملياتي بزند از جامعه انقلابي ملت مطرود و در پيشگاه خداوند متعال مسئول است.
ثانيا توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در كمين ماست. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه همه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد.
ثالثا افرادي از دشمن كه به عنوان اسير در اختيار شما قرار مي گيرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهيد. همچنان كه سنت اسلامي است به اسيران محبت و مهرباني كنيد و البته دولت اسلامي به موقع آنها را محاكمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد كرد.
از همه شما برادران و خواهران عزيزم مي خواهم كه با دولت موقت انقلابي اسلامي كه وارث يك سلسله خرابي هاي دولتهاي فاسد گذشته است همكاري نمائيد تا به حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
روح الله الموسوي الخميني

پیروزی انقلاب در 22 بهمن
پیروزی انقلاب در 22 بهمن : با وجود همه ناباوريها و تمامي تلاشهايي كه در سطح بينالمللي براي حفظ رژيم شاه و جلوگيري از موفقيت امامخميني بعمل آمد، انقلاب اسلامي در مرحله نخست مبارزات خويش در روز 22 بهمن پيروز گرديد و از اين جهت پيروزي آن بيشتر به يك معجزه شبيه بود تا تحولي عادي. به جز امامخميني و تودههاي بيشماري كه خارج از تحليلهاي معمول، به گفتهها و وعدههاي امام باور قلبي داشتند، عموم تحليلگران سياسي و همه كساني كه در رخدادها و حوادث ايران دخيل بودند وقوع چنين پيروزي را، حتي تا روزهاي واپسين عمر رژيم شاه ناممكن ميدانستند.
چنين بود كه از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپاي اسلامي در پهنهاي گسترده آغاز شد. جبهه دشمنيها را آمريكا رهبري ميكرد و دولت انگليس و برخي دول اروپايي ديگر به همراه تمامي رژيمهاي وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند. شوروي (سابق) و اقمار آن نيز ناخرسند از اتفاقي كه در ايران افتاده و به حاكميت دين منجر گرديد، با آمريكائيها در بسياري از خصومتها همسو شدند. نمونه بارز اين همپيماني در همنوائي نيروهاي چپ و راست ضدانقلاب داخل كشور كه بعدها اسناد وابستگي آنان به سفارتخانههاي شوروي و آمريكا افشا گرديد و از آن بارزتر هماهنگي همهجانبه دو كشور در تجهيز صدام و حمايت از او در جنگ با جمهوري اسلامي را ميتوان مشاهده كرد. اما امامخميني با همان منطقي كه نهضت اسلامي را آغاز كرده بود، در اوج فتنهها و فشارهاي خارجي انقلاب را هدايت كرد و آن را با اراده خويش به دوره سازندگي و ثبات هدايت نمود.
نهضتي كه امامخميني پرچمدار و پايهگذار آن بود، توانست در روز 22 بهمن غبار از چهره اسلام زدوده و سيماي حقيقي آن را پس از 14 قرن به جهان تشنه عدالت بنماياند. به همين دليل است كه انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام به عنوان «انقلاب امامخميني» شناخته شده است.
به همين علت است كه تاكنون هيچ يك از طرحهاي سياسي و اقتصادي و نظامي آمريكا عليه ايران كه غالباً با حمايت يا سكوت متحدان منطقهاي و جهاني آن كشور همراه بوده، به نتيجه نرسيده است. و به همين دليل است كه پس از گذشت سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوريسينها و سياستمداران اروپائي و آمريكائي بر ضرورت پذيرش و تحمل واقعيت انقلاب و جايگاه جمهوري اسلامي در عرصه بينالمللي تاكيد ميكنند.
نهضتي كه در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد، امروزه براي بسياري از ملل جهان چراغ راه زندگي است.
از اين رو «22 بهمن» تنها نبايد به عنوان روز پاياني يك رژيم سياسي و آغازي بر حيات رژيم ديگر تلقي گردد. بلكه بايد از آن به عنوان سرفصلي برجسته در تاريخ سياسي ايران و نقطهاي عطف در روند مبارزات ملت ايران ياد كرد.
میلاد صادق آل محمد(علیه السلام)
حضرت صادق(علیه السلام) در 17 ربیع الاول سال83 ه.ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.امامت ان حضرت که همزمان با شهادت پدر ارجمندش از سال 114 شروع شد،با حکومت 5 تن از خلفای اموی و عباسی به ترتیب هشام بن عبدالملک(نهمین خلیفه اموی)،ابراهیم بن ولید(دهمین خلیفه اموی)و مروان بن محمد(آخرین خلیفه اموی126-132) و عبدالله سفاح(اولین خلیفه عباسی)و ابو جعفر منصور دوانیقی(دومین خلیفه عباسی)مصادف بود.آن بزرگوار در 25 شوال سال 148 ه.ق در سن 65 سالگی توسط منصور دوانیقی مسموم شد،در مدینه منوره به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. امام صادق(علیه السلام) در مدت 34 سال امامت پربرکت خویش نقش شایسته ای در گسترش فرهنگ حیات بخش اسلام انجام داد.آن حضرت با استفاده از فرصت بدست آمده در عصر خویش(درگیری ونزاع میان بنی امیه و بنی عباس) وسیع ترین دانشگاه اسلامی را پی ریزی نمود.در دانشگاه آن حضرت حدود چهار هزار نفر شاگرد پرورش یافتند که برخی از آنان از رهبران فکری شیعه به شمار می آیند.هشام بن حکم،عدالله بن ابی جعفر،هشا م بن سالم،محمد بن مسلم،مفضل بن عمر و جابر بن حیان از آن جمله اند.
منبع:منتهي الامال
هفدهم ربیع الاول
بنابر مشهور بین علمای امامیه،روز ولادت با سعادت حضرت خاتم الانبیاءمحمد بن عبدالله(صلی الله علیه وآله وسلم)است و معروف آن است که ولادت باسعادتش در مکه ی معظمه در خانه ی خود آن حضرت واقع شده.در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفیل در ایام سلطنت انوشیروان عادل و نیز در این روز شریف سنه83(ه.ق)ولادت حضرت امام صادق(علیه السلام)واقع شده وباعث مزید فضل و شرافت این روز گردیده وبالجمله این روز،روز بسیار شریفی است و از برای آن چند عمل است:اول:غسل دوم:روزه و از برای آن فضیلت بسیاراست و روایت شده که هر که این روز را روزه بدارد،ثواب روزه ی یک سال خدا برای او بنویسد واین روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است. سوم:زیارت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) از نزدیک و دور.چهارم:زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام)به همان زیارتی که حضرت صادق(علیه السلام) کرده وتعلیم محمدبن مسلم فرموده.پنجم:در وقتی که روز بلند شود دو رکعت نماز کند در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از سلام در مصلای خود بنشیند و این دعا را بخواند:اللّهُمَ اَنتَ حَیٌّ لا تَمُوتُ را بخواند.ششم:مسلمانان این روز را تعظیم بدارند و تصدّق و خیرات بنماید و مؤمنین را مسرور کنند و به زیارت مشاهد مشرّفه روند.
مفاتيح الجنان
او پيغمبراست،نه من كه بو علي سينا هستم
این داستان معروف را شنیده اید بو علی سینا در حواس و فکرش [قوی تر از حد معمول بود]چون آدم خارق العاده ای بود.چشمش از دیگران شعاعش بیشتربود،گوشش خیلی تیزتر بود،فکرش خیلی قوی تربود.کم کم درباره ی حس بوعلی،چشم بوعلی وگوش بوعلی افسانه ها نقل کردند که مثلا در اصفهان بود وصدای چکش مسگرهای کاشان را می شنید.البته این ها افسانه است،ولی افسانه ها را معمولا در زمینه هایی می سازند که شخص جنبه ی خارق العاده ای داشته باشد.شاگردش بهمنیار به او می گفت:تو از آن آدم هایی هستی که اگر ادعای پیغمبری کنی،مردم از تو می پذیرند و از روی خلوص نیت ایمان می آورند.می گفت:این حرفها چیست؟تو نمی فهمی.بهمنیار می گفت:خیر،مطلب ازهمین قراراست.بوعلی می خواست عملاً به اونشان بدهد.
دریک زمستانی که با یکدیگر در مسافرت بودند و برف زیادی آمده بود،مقارن طلوع صبح که مؤذن اذان می گفت،بوعلی بیدار بود،بهمنیار را صدا کرد:بهمنیار!
-بله
-بلند شو.
-چکارداری؟
- خیلی تشنه ام،این کاسه را از آن کوزه آب کن بده که من رفع تشنگی کنم.در آن زمان وسایلی مثل بخاری و شوفاژ که نبوده.مدتی زیرلحاف درآن هوای سرد خودش را گرم کرده بود.حالا از این بستر گرم چگونه بیرون بیاید؟!شروع کرد استدلال کردن که استاد!خودتان طبیب هستید،ازهمه بهترمی دانید،معده وقتی که درحال التهاب باشد اگرانسان آب سرد بخورد،یک مرتبه سرد می شود،ممکن است مریض بشوید،خدای ناخواسته ناراحت بشوید.گفت:من طبیبم تو شاگرد منی،من تشنه ام برای من آب بیاور.باز شروع کرد به استدلال کردن و بهانه آوردن که آخرصحیح نیست،درست است که شما استاد هستید ولی من خیر شما را می خواهم،اگر من خیر شما را رعایت کنم بهتر از این است که امر شما را اطاعت کنم.(گفت:آدم تنبل را که کار بفرمایی نصیحت پدرانه به تو می کند).شروع کرد از این نصیحتها کردن.همین که بوعلی خوب به خودش ثابت کرد که او بلند شو نیست،گفت:من تشنه نیستم،خواستم تو را امتحان کنم.
یادت هست که به من می گفتی چرا ادعای پیغمبری نمی کنی،مردم می پذیرند؟من اگر ادعای پیغمبری کنم،تو که شاگرد منی و چندین سال پیش من درس خوانده ای،حاضر نیستی امر مرا اطاعت کنی؛خودم دارم به تو می گویم بلند شو برای من آب بیاور،هزار دلیل برای من می آوری علیه حرف من،آن بابا بعد از چهارصد سال که از وفات پیغمبرگذشته،بسترگرم خودش را رها کرده رفته بالای مأذنه به آن بلندی،برای این که این ندا را به عالم برساند که:«اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلَ اللهِ».اوپیغمبراست،نه من که بوعلی سینا هستم.
منبع:پيامبر اعظم-مظاهر حسيني